ابراهيم عاملي ( موثق )
63
تفسير عاملي ( فارسي )
عبادت معيّن كرد ، بعضى گفتهاند محرّرا يعنى : آزاد از كارهاى زندگى براى عبادت خدا و نيز گفتهاند يعنى : خدمتگذار استادان و متصدّيان تدريس در معابد و نقل كردهاند كه فرزند را مىفرستادند براى خدمت معبد تا بسنّ رشد مىرسيد خود مختار بود كه آنجا بماند يا خارج شود و اگر مىماند حقّ نداشت خارج شود . « بِما وَضَعَتْ » 36 مجمع : عاصم و ابن عامر با ضمّ تا قرائت كردهاند و معنى چنين مىشود : خدا داناتر است كه من چه فرزندى زائيدم و اين جمله گفتار مادر مريم خواهد بود براى عذرخواهى از دلتنگى جمله ى اوّل كه گفت : خدايا بچه ى من دختر است اين جمله را گفت كه بفهماند خدا مصلحت تو را بهتر مىداند . و باقى قرّاء به سكون تا خواندهاند و معنى چنين مىشود : خدا بهتر مىداند كه اين چه شخصيّتى خواهد داشت و تو كه شكايت دارى دختر است آثار وجودى او را نمىدانى . « وَلَيْسَ الذَّكَرُ كَالأُنْثى » 36 مجمع : مفسّرين نوشتهاند : يعنى آن صلاحيّت خدمت معبد كه در مرد هست در زن نيست ، بواسطه ى مصونيّت مرد از عوارض زنان ، و از اتّهام در آميزش . قتاده گفته است : مرسوم نبوده است خدمت زن در معابد ، به اين مناسبت گفته است : زن مثل مرد نيست كه قابل اين جور كار باشد . فخر : يعنى من پسر خواستم ولى اين دختر كه خدا داده است البتّه بهتر است از پسر كه من خواستهام . « وَإِنِّي أُعِيذُها » 37 مجمع : چون نوزادش دختر بود او را از شرّ شيطان به خدا سپرد تا از حوادث و اتّهامات كه براى زن بيشتر است سالم بماند . « فَتَقَبَّلَها » 37 فخر : كلمه ى تقبّل مبالغه است در معنى پذيرش كه كلمه ى قبل آن معنى را نمىفهماند . « بِقَبُولٍ حَسَنٍ » 37 مجمع : يعنى با آنكه دختر بود و گمان مىبردند كه شايسته خدمت پرستشگاه نيست خداوند او را با كمال خوبى براى اين كار پذيرفت . و از ابن عبّاس نقل شده است : يعنى راهنمائى كرد او را به راه نيكبختان .